تبليغاتX
ارتش رولینگ

ارتش رولینگ

وبلاگی برای هری پاتریست ها و تمام کسانی که به ژانر فانتزی علاقه مندند

اپیزود !




اگه پارازیت افتاده ، اگه فارسی وان قطعه

ببین چی شد بیتا ، که فکرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی از سعیدی که خر بودش

که از این بدتر هم بودی ، از تو بدتر هم بودش

نمی ترسی اگه گاهی تو کیف قاپی ها ناکامی

همیشه سکانس آخر با شال ٍ آبیت میخوابی ؟



سلام !

اما جان دیدی عاقبت بیتا چی شد ؟ هی میگم با احساسات پسرها بازی نکن حرف تو گوشت نمیره که ! من میدونم دیگه ! آخر عاقبت تو هم همین میشه ! ایشالله فیلم تو رو هم بسازن ، اون دیگه خارجیه توش سانسور نداره وقتی از ماشین بندازنت بیرون آبروت میره !



خب ! طبق معمول سوژه نداریم ! آره دیگه سوژه نداریم !! ٍ یکی گفت "اما" ، رضا تو بودی ؟ خجالت بکش ! با دختر مردم چیکار داری ، بزار زندگیش رو بکنه !! مگه اما سوژس ؟ مگه اما اخر خندست ؟ مگه اما موضوع آپه ؟ مگه عکس های اما خنده داره ؟

خب طبق تقویم هری پاتری 15 سال پیش در چنین روزی هری به خاطر اجرای طلسم سپر مدافع ( پاترونوس) در دادگاه محاکمه میشه و دامبلدور هم باعث تبرئش میشه !

خب اون دادگاه تو کشور خارجی بود میتونید تو ادامه مطلب اگه این دادگاه تو ایران اتفاق می افتاد رو بخونید



پ ن 1 ) موضوع آپ Epizod نیست ، آپی زود هست !!

پ ن 2) برم تکرار فاصله ها رو ببینم ، یکم بخندم

پ ن 3) مثل آپ قبلی همه جاش رو [نیشخند] تصور کنید 


بعدا نوشت : معروف شدیم !! با همکاری آنتی امای ایتالیایی ،  این عکس بدون شرح را تقدیم میکنیم !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 17:24  توسط رون شکمو  | 

فاطی فاطی فاطی فاطی ، آپمون هستش قر و قاتی !!




گفتم سوژه ندارم ، گفتا غمت سر آید !

گفتم که سوژه من شو ، گفتا اگر بر آید !

گفتم ز اما واتسون رسم سوژگی بیاموز !

گفتا ز آدمیزاد این کار کمتر آید !


سلام !

هی میگین آپ کن آپ کن ! خب سوژش رو هم بگید دیگه !!

من تازه کشف کردم چرا "چو" همش آپ آنتی امایی می کرد ! به خاطر همین بحران سوژه بود ! دست خودش نبود طفلک ! 

منم که کمبود سوژه دارم ، ناچاراً باید برم سراغ امای عزیزم !!

حتما شنیدید که اما خانوم موهاشون رو کوتاه فرمودند تا دوباره سوژه در و همسایه بشن !! اصلا خودش خوشش میاد بشه سوژه خنده ملت !!


××××××××××××


" آکادمی کم حجم کردن موهای سر در خدمت شماست ، با بیش از هیچی سابقه "


نمونه کار :

*** قبل از عمل ***                   *** بعد از عمل ***



××××××××××××


بعله ! بعد از اصلاح فهمیده چه گندی زده !!! ببین با چه حسرتی به موهای بچه مردم نیگاه میکنه !!




××××××××××××


اما : به نظرت از این پارچه لباس بدوزم بازم مهرناز به لباسم گیر میده ؟



××××××××××××



هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم 

 بانک ملی - شعبه اسکان - شماره حساب 4242  

 بنیاد بیماران تالاسمی



خب اینم از آپ !!


پ ن 1 ) دفعه دومه که این آپ رو مینویسم !! بمیری بلاگفا !!!

پ ن 2 ) میزبان رو هنوز ادامه میدم ، فردا هم چندتا فصل جدیدش رو تو همون آپ و منو کتابدونی قرار می دم !

پ ن 3 )  این آپ صرفا جهت سرگرمیست و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد ! پس نگار خانم لنگه کفش رو بنداز پایین

پ ن 4 ) یه سوژه آپ دیگه زد به ذهنم ، بنویسمش تا یادم نرفته : "اپیزود"

پ ن 5 ) نمیدونم شکلک های بلاگفا کجا رفته !! خودتون همه جاش رو [نیشخند] تصور کنید 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 21:3  توسط رون شکمو  | 

میزبانٍ میزبان میشویم ! [ویرایش | فصل یازدهم اضافه شد]





تگ ها : دانلود کتاب میزبان, دانلود میزبان استفنی مه یر, download the host, دانلود ترجمه کتاب میزبان, ترجمه فصل 11, فصل12, ترجمه فصل های کتاب میزبان, توایلایت
سلامی چو بوی خوش آشنایی !

این کتاب "میزبان" نوشته استفنی مه یر رو خوندین ؟!

اگه  نخوندین که چه بهتر اگرم خوندین خب دوباره بخونین !

استفنی این کتاب رو بعد از سری توایلات نوشته موضوعش کاملا با توایلایت فرق میکنه ولی در همون ژانر فانتزی و عشقولانست که قراره فیلم این کتاب هم مثل سری توایلایت ساخته بشه ....

10 تا فصل اولش رو والیمار ترجمه کرده ولی وقتی کتاب ترجمه شدش ، چاپ شد ترجمه رو متوقف کردن

به علت داشتن وقت زیاد و بیکاری فراوان تصمیم به قرار دادن این کتاب نموده ایم !

آماده شنیدن تعریفات ، تمجیدات و تشکرهای شما هستیم :دی


The Host



"کره زمین به وسیله روح هایی که بر عقل و ذهن انسان هایی که میزبان آنها می شوند ، تصرف شده است . جسم این انسان ها صحیح و سالم و دست نخورده باقی می ماند . دختری به نام ملانی استرایدر حاضر نمی شود ذهن خود را تسلیم روحی که جسم او را تسخیر کرده است کند ، و این در حالی است که بیشتر انسان ها در برابر روحی که بر جسم آنها حاکم شده ، به زانو در آمده اند .

آواره ، روح متجاوزی که در جسم ملانی جا گرفته ، از مبارزاتی که زندگی در جسم یک انسان به دنبال داشت ، آگاهی دارد : احساساتی شدید و گیج کننده و به دنبال آن خاطراتی زنده و روشن . ولی در این میان مشکلی پیش می آید که آواره انتظار آن را نداشت . صاحب قبلی جسم فعلی او حاضر نبود فکر و ذهن خود را تسلیم او کند .

ملانی ، افکار آواره را با تصاویر خیال انگیز جرد ، مردی که دوستش داشت و هنوز در خفا زندگی می کرد ، پر می کند و آواره که قادر نیست خود را از آرزوهای جسم میزبان خود جدا کنید ، در آرزو و حسرت دیدار مردی که هرگز او را ندیده ، می سوزد . ملانی و اواره به دنبال فشار نیروهای متجاوز با هم هم دست می شوند و عازم سفری طولانی و خطرناک می شوند تا مردی را که هر دو دوستش دارند ، بیابند "


دانلود مقدمه    | لینک کمکی | اتصال   دانلود مقدمه کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 1   | یادآوری   دانلود فصل 1 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 2   | دزدکی گوش کردن   دانلود فصل 2 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 3   | مقاومت   دانلود فصل 3 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 4   | رویا   دانلود فصل 4 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 5   | ناراحت   دانلود فصل 5 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 6   | تعقیب   دانلود فصل 6 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 7   | روبه رویی   دانلود فصل 7 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 8   | عشق   دانلود فصل 8 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 9   | کشف   دانلود فصل 9 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 10 | بازگشت   دانلود فصل 10 کتاب میزبان(The Host)

دانلود فصل 11 | لینک کمکی | تشنگی   دانلود فصل 11 کتاب میزبان(The Host)

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 23:14  توسط رون شکمو  |